تبلیغات
وبلاگ حقوقی - شیوه قضاوت

قضاوت از نظر اسلام - شیوه دادرسی

تشكیل پرونده ـ نوشتن اظهارات متهمان ـ جمع آوری ادله ـ تحقیق و پیگیری ـ استفاده از طرق ابتكاری و رموز روان شناسی در كشف جرم و تبیین حقیقت ـ بازجوئی از شاكی و متهم ـ تحقیق در خارج از محیط محكمه، در صورتیكه نیاز به آن باشد ـ كمك گرفتن در مقدمات قضاوت مانند سماع شهادت و ....ـ بازداشت متهم و دعوت به صلح و سازش، از جمله این روشها و ابتكارانند. اصول و مبانی این روشها را پیامبر (ص) و ائمه هدی (ع) تعلیم كرده اند. در این بحث، نخست از روش قضاوت رسول الله (ص) و علی (ع) سخن میگوئیم و آنگاه با استفاده از تعلیمات ائمه به مسائلی از آئین دادرسی نظر میكنیم و در پایان ضمن یادآوری نام برخی از قضات صدر اسلام به رویه قضائی در زمینه دادرسی اشارتی كوتاه مینمائیم.



قضاوت از نظر اسلام - شیوه دادرسی

تشكیل پرونده ـ نوشتن اظهارات متهمان ـ جمع آوری ادله ـ تحقیق و پیگیری ـ استفاده از طرق ابتكاری و رموز روان شناسی در كشف جرم و تبیین حقیقت ـ بازجوئی از شاكی و متهم ـ تحقیق در خارج از محیط محكمه، در صورتیكه نیاز به آن باشد ـ كمك گرفتن در مقدمات قضاوت مانند سماع شهادت و ....ـ بازداشت متهم و دعوت به صلح و سازش، از جمله این روشها و ابتكارانند. اصول و مبانی این روشها را پیامبر (ص) و ائمه هدی (ع) تعلیم كرده اند. در این بحث، نخست از روش قضاوت رسول الله (ص) و علی (ع) سخن میگوئیم و آنگاه با استفاده از تعلیمات ائمه به مسائلی از آئین دادرسی نظر میكنیم و در پایان ضمن یادآوری نام برخی از قضات صدر اسلام به رویه قضائی در زمینه دادرسی اشارتی كوتاه مینمائیم.

روش قضاوت پیامبر (ص) و علی (ع)
روش قضاوت رسول الله (ص) و طرز قضاوت امیر المومنین (ع) كه مورد پیروی قضات اسلامی قرار گرفته است با یادآوری دو حدیث زیر روشن میشود:
1ـ حضرت عسگری (ع) در كتاب تفسیر، از طریق پدر بزرگوار خود نقل میكند كه حضرت علی (ع) فرمود: روش رسول الله (ص) در قضاوت بدین شرح بود:
هنگامیكه متخاصمین به ایشان مراجعه میكردند حضرت به مدعی میفرمود آیا شاهد داری؟ اگر مدعی گواه می آورد و رسول الله (ص) گواهان را میشناخت و شهادتشان را میپذیرفت، بر طبق شهادت گواهان قضاوت مینمود، و اگر مدعی شاهد نداشت، مدعی علیه سوگند یاد میكرد و میگفت: به خدا سوگند او حقی بر گردن من ندارد و ادعای او حقیقت ندارد، آنگاه پیامبر (ص) نظر خود را میفرمود و قضیه را خاتمه میداد.
اگر مدعی شاهد میاورد، اما پیغمبر شاهد یا شاهدها را نمیشناخت، از آنان میپرسید از كدام قبیله هستید؟ محل كارتان و نیز محل سكونتتان كجاست؟ و به منشی امر میفرمود، اسامی طرفین و اظهارات شهود را بنویسد. آنگاه دو تن از صحابه خود را ، كه امین و عادل بودند معین میساخت و نشانی قبیله و محل كار و سكنای شاهدها را به ماموران (صحابه) خود میداد و آنها را برای تحقیق میفرستاد و به آنها میفرمود: برای تحقیق بروید، اما با هم تماس نداشته باشید. هر یك از شما برود و تنها تحقیق كند. ماموران میرفتند و تحقیق میكردند و در بازگشت نتیجه را گزارش میدادند.
اگر نتیجه گزارش درباره شهود خوب و مثبت بود، پیامبر (ص) دستور میداد اشخاصی را كه از آنها تحقیق شده بود احضار كنند و مطلب را با آنها در میان میگذاشت و مجددا از خود آنها اعتراف میگرفت. سپس طبق شهادت شهود حكم میفرمود.
اما اگر نتیجه تحقیق منفی بود شهود را به اشخاصی كه اظهار نظر كرده بودند نشان میداد و میپرسید آیا اینها همانهائی هستند كه شما درباره آنها شهادت داده اید؟ اگر میگفتند بلی ثابت میشد كه شهود افراد موجهی نیستند اما هتك سرنمیكرد، و طرفین را دعوت به سازش میفرمود و در این خصوص اصرار میورزید، تا صلح پیدا كند بدون آنكه شهود رد شوند و آبرو و حیثیت آنها مخدوش گردد. آری پیامبر (ص) درباره مردم بسیار مهربان بود.
در صورت سوم چنانچه شهود، قبیله و محل كار و منزل معینی نداشتند و در نتیجه تحقیق درباره آنها ممكن نبود، از خود طرف (مدعی علیه) میپرسید كه این شهود چگونه آدمهائی هستند؟ اگر وی میگفت ایشان را میشناسم، آدمهای خوبی هستند، لیكن در این شهادت اشتباه كرده اند پیامبر (ص) شهادت انها را قبول میكرد و مطابق آن حكم میداد اما اگر طرف هم آنها را رد میكرد و جرح مینمود، اصرار در سازش مینمود تا حیثیت شهود لكه دار نشود.
2ـ در وسائل آمده است: جوانی نزد امیرالمومنین (ع) آمد و گفت این اشخاص با پدر من به مسافرت رفتند و چون برگشتند و من از حال پدرم جویا شدم، گفتند وفات نموده است، از مالش پرسیدم گفتند: به وقت مردن مالی نداشت. اما من میدانم پدرم هنگام مسافرت اموال فراوانی داشت، من این افراد را نزد شریح بردم، وی از من پرسید آیا بر گفتار خود شاهد داری؟ گفتم: نه سپس به آنها گفت آیا قسم میخورید؟ در پاسخ گفتند آری. من دیدم اینها بدین ترتیب و با یك قسم مال پدرم را خواهند خورد. اكنون نزد شما به شكایت آمده ام. حضرت علی (ع) فرمود: سوگند بخدا، من حكمی در این باره بكنم كه هیچكس جز داود (ع) پیش از من حكمی نكرده است. آنگاه متهمان را احضار فرمود و به قنبر فرمود: قنبر مامور ویژه را آماده كن. سپس هر یك از ماموران را در كنار یكی از متهمان قرار داد و به روی متهمان نظر انداخت و فرمود: چه میگوئید؟ شما فكر میكنید، من نمیدانم به سر پدر این جوان چه آورده اید اگر چنین باشد من نادانم.
پس از این بیان دستور فرمود متهمان را از هم جدا كنند و سرهایشان را با چیزی بپوشانند تا كسی و جائی را نبینند و با كسی تماسی نداشته باشند و سپس هر كدام را چشم بسته در پشت ستونی نگاه داشتند آنگاه به منشی خود، ابورافع فرمود: كاغذ و قلم را بیاور و خود در مسند قضا نشست و جلسه را تشكیل داد. مردم هر كدام در جای خود قرار گرفتند و به آنها فرمود: هر وقت من تكبیر گفتم، شما هم تكبیر بگوئید. در این هنگام یكی از متهمان را خواست و چشم او را باز كرد، و به منشی گفت: سخنها و اقرارهای او را بنویس و شروع به پرسش فرمود. بدینگونه: چه روزی سفر كردید؟ آیا پدر این جوان با شما بود؟ در چه ماهی؟ در چه سالی؟ تا كجاها رفتید؟ چه كسی بر وی نماز خواند؟ چه كسی او را به خاك سپرد؟ هر چه میخواست پرسید و متهم یكی یكی آنها را جواب داد و در پایان حضرت تكبیر گفت و مردم هم تكبیر گفتند. این تكبیر و صحنه ای كه ایجادشده بود دیگران را ترساند. آنها فكر كردند این مرد، واقع امر را گفته و به همه چیز اعتراف كرده است. حضرت پس از تكبیر فرمود چشم متهم را ببندید و ویرا بزندان ببرید. آنگاه دومی را خواست و چشمش را باز كرد و به وی فرمود، شما فكر میكردید، من به هیچ وجه از ماوقع خبر ندارم. این متهم خود را باخت و در پاسخ گفت: من یك نفر بودم و راضی به كشتنش نبودم، پس از وی بقیه متهمان را یكی پس از دیگری خواست و آنها همه اعتراف به قتل كردند و در پایان زندانی را هم آوردند و او هم اعتراف كرد. علی (ع) مال را آنها خواست. این بار بر سر مقدار مال اختلاف شد. حضرت انگشتر خود را درآورد و دیگر انگشترها را جمع كرد، و با آنها قرعه زد و فرمود هر كس یكی را بردارد هر كس انگشتر مرا برداشت، حرف او درست است، زیرا او سهم خداست و او زیان نمی بیند و بالاخره سهام و مقدار مال را با قرعه تعیین نمود.
این حدیث نمونه ای از دهها حدیث است كه به روشنی نشان میدهد در محاكم برای كشف واقع و احقاق حق به چه ترتیب و چه گونه میكوشیدند.
برابر نقل كتاب دلیل القضاالشرعی، «سلیل بن عتر التحیبی»كه به سال 40 هجری در مصر قاضی بود در میان وراث یك میت قضاوت نمود، سپس آنها مجددا به وی مراجعه كردند، او پرونده تشكیل داد و جریان محاكمه را نوشت و ارتش را هم شاهد گرفت و این اولین پرونده ای بود كه در مصر تشكیل شد.
در زمان عمربن عبدالعزیز (سال 86) قاضی عبدالرحمن معلوه بن خدیج بود و تصدی امور حسبی و سرپرستی صغار با او بود وی برای هر یك از دعاوی پرونده خاصی تشكیل میداد و این كار كم كم معمول شد.
در مصر برای نگهداری پرونده: آنرا در دستمال یا پارچه ای میگذاشتند و سپس در سال 177 (دوره قضاوت محمدبن مسروق) برای حفاظت پرونده ها صندوقی درست كردند و پرونده ها را در آن جای میدادند و آن را قفل میكردند. كلید صندوق در دست قاضی بود، و چون به قضاوت مینشست، مهر صندوق را برمیداشت و پرونده را مورد استفاده قرار میداد، در واقع این كار برای آن بود كه پرونده از دسترس و دستبرد دیگران (حتی پرسنل محاكم) به دور باشد.
مسائلی از آئین دادرسی
احكام و دستورات آئین دادرسی فراوان است، برخی از آنها به نقل از وسائل در ابواب كیفیةالحكم به شرحی است كه از این پس میاید. اندیشه درباره این مسائل ما را به نكاتی دقیق رهنمون میشود و بسیاری از پرسشهای مربوط به آئین دادرسی را پاسخ میگوید:
1ـ رسول الله (ص) میفرمود من در میان شما طبق شهادت و قسم قضاوت مینمایم برخی از شما در بیان مطلب قویتر از دیگریست. پس بدانید هر كدام از شماها (بدین ترتیب) چیزی از مال برادرش به دست او افتاد آن (قسمت) آتش جهنم است.
2ـ از رسول الله (ص) نقل شده است، كه از خوردن مال بر اساس شهادت دروغ نهی فرمود.
3ـ حضرت علی (ع) فرمود: رسول الله (ص) در دعاوی بر اساس شهادت و قسم، قضاوت مینمود. مطالبات و مظالم زیاد شد. حضرت فرمود: مردم من مانند شما بشری هستم و چون با هم خصومت پیدا میكنید، من بر اساس مدارك (بینه و یمین) حكم میكنم. هر كدام از شماها چیزی از حق برادرش به نفع او حكم شد، حتما او را نگیرد والا این چیز قطعه ای از آتش جهنم است.
4ـ پیغمبر (ص) فرمود بینه را مدعی باید اقامه كند، اما مدعی علیه او سوگند میخورد
5ـ رسول الله (ص) فرمود شاهد را مدعی باید اقامه كند و سوگند را مدعی علیه بخورد وهر گونه سازش صحیح است، مگر صلحی كه حلالی را حرام كند یا حرامی را حلال نماید.
6ـ امروؤالقیس با مردی از اهالی حضرموت به قضاوت نزد رسول الله (ص) رفتند. پیغمبر (ص) به مدعی فرمود تو شاهد داری؟ گفت نه، فرمود او باید قسم بخورد. مدعی گفت به خدا، زمین من از دستم رفت (یعنی باكی از قسم دروغ ندارد) حضرت فرمود اگر قسم دروغ بخورد و به ناحق زمین ترا ببرد خداوند در روز قیامت به او نظر مرحمت نگاه نمیكند و او را تطهیر نمینماید و عذاب الیم خداوند شامل حالش میشود. آن مرد لرزید و قسم نخورد.
7ـ حضرت علی (ع) به شریح فرمود: در مجلس قضاوت میان مسلمانها:
الف ـ در نگاه كردن، در سخن گفتن و در محل نشستن مساوات برقرار ساز و اگر مدعی بر گفته خود گواه آورد، بگو سوگند هم بخورد، برای اطمینان به شهادت.
ب ـ شهادت كسی را كه حد بر او جاری شده و توبه نكرده است و یا معروف است كه شهادت باطل میدهد و یا متهم است، نپذیر.
ج ـ در مجلس قضا با تندی و ایذاء با طرفین برخورد منما.
د ـ سازش در هر كاری خوبست. مگر سازش در تحریم حلال و تحلیل حرام.
ه ـ اگر مدعی برای آنكه شهود خود را بیاورد فرصت میخواهد، به وی مهلت بده.
ز ـ در قصاص، در حدویا حق الناس بدون دیدن و كنترل من حكم مكن.
8ـ در حدیث دیگری از باب دوم آداب القضاء وسائل آمده است: قضاوت در حال ناراحتی و غضب و عصبانیت جایز نیست.
9ـ در حدیث دیكری آمده است كسی برای قضاوت پیش حضرت علی (ع) آمده بود و میخواست مهمان حضرت باشد. حضرت فرمود: اگر طرفت هم بیاید اشكال ندارد و اكگر میخواهی تنها تو بیائی نیا.
10ـ حضرت صادق (ع) فرمود: خداوند در مسئله دماء(خون) حكمی به غیر از آن كرده است كه در مسئله مالی حكم نموده است: در دعاوی مالی شاهد را مدعی اقامه میكند و مدعی علیه سوگند یاد میكند. در مسئله دماء مدعی قسم میخورد علیه اقامه شهادت میكند. برای اینكه خون نباید از بین برود.
11ـ در دعوای مالی این مدعی است كه باید گواه و شاهد را اقامه كند، و در صورت نبودن گواه، مدعی علیه سوگند یاد میكند اما در دعاوی جنائی از قتل و جرح، مطلب، به عكس است.
12ـ با وجود شاهد مدعی، شاهد منكر پذیرفته نمیشود.
13ـ اگر منكر قسم نخورد و از مدعی هم نخواهد كه وی قسم بخورد، رای علیه منكر داده میشود و و اگر مدعی علیه مرده باشد. مدعی اضافه بر اقامه شهود باید قسم هم یاد كند
14ـ زنا با چهار شاهد مرد ثابت میشود و سائر حقوق با دو شاهد.
15ـ اگر عدالت شهود نزد قاضی ثابت باشد شهادت را میپذیرد و اگر فسق آنها ثابت باشد نمی پذیرد، و در صورت شك باید تحقیق كند.
16ـ اگر مدعی نتواند اقامه شهود كند، میتواند از طرف بخواهد كه قسم بخورد و اگر طرف قسم نخورد و از مدعی بخواهد كه وی قسم بخورد چنانچه مدعی قسم بخورد، حق ثابت میشود اما اگر نكول كند دعوی از بین میرود.
17ـ اگر مدعی از طرف خواست قسم بخورد و او قسم خورد، پرونده مختومه میشود و اگر بعدا بخواهد اقامه شهود كند فائده ندارد.
18ـ در دعاوی مالی با یك شاهد و قسم حق ثابت میشود، همچنین با شهادت دو زن و سوگند و نیز با شهادت یك مرد و دو زن، حق ثابت میگردد.
19ـ قاضی میتواند به علم خود عمل كند، گر چه شهود اقامه نشود.
20ـ در مورد شك بهتر است قاضی شهود را جداگانه بخواهد و مطلب را بررسی كند، و اگر به تناقضات رسید، شهود را رد كند.
21ـ اگر كسی متصرف باشد، كافی است كه حكم به نفع او باشد، مگر خلافش ثابت شده باشد و با ثبوت تصرف پیش شاهد، وی میتواند شهادت دهد.
22ـ در مورد حدود، منكر نباید قسم بخورد. كسیكه باید حد بر او جاری شود، نباید زندانی شود، مگر در موارد استثناء.
23ـ حمامی ضامن اموال مشتری نیست.
24ـ فرزند میتواند، علیه پدرش دعوا كند.
25ـ در ابواب دیگر وسائل، احكام مواردی دیگر آمده است از جمله: احكام مواردیكه طرفین هر دو اقامه شهود كنند و چگونگی ترجیح یك دسته به دیگری ـ مواردیكه میشود به قرعه مراجعه كرد ـ مواردیكه قاضی میتواند به ظاهر حال حكم كند ـ اگر زن و شوهر در اثاث البیت اختلاف دارند چگونه باید حكم كرد؟ درباره غائب چگونه باید حكم كرد؟ دستور درباره اقلیتهای مذهبی و قضاوت میان آنها چیست؟ مواردیكه میتوان در قسم تغلیظ نمود. چگونگی قسم دادن به اشخاص لال ـ چگونگی قسم.
قضات صدر اسلام و تمسك به رویه قضائی در زمینه دادرسی
در سطور بالا به نام برخی از قضات اشاره شد. باید دانست كه در اسلام نخستین قاضی شخص رسول الله (ص) بوده است و جریان قضاوتهای ایشان در كتاب احادیث و سیر مضبوط است. از صحابه نیز چندین نفر قاضی بودند، كه علی بن ابیطالب (ع) مقدم آنها بود.
با تشكیل امت اسلامی در عهد رسول الله (ص) و گسترش اسلام در مناطق مختلف، رسول الله (ص) لازم دید به این مناطق قاضی گسیل كند، حضرت اشخاصی را برای این كار برگزید. علی بن ابطالب (ع) و معاذبن جبل را به یمن فرستاد و عتاب بن اسید را به مكه ماور فرمود.
در حدیث آمده است كه حضرت علی (ع) فرمود: هنگامیكه رسول الله (ص) مرا به یمن فرستاد فرمود: هیچگاه پیش از انكه از طرفین تحقیق كنی، به صرف گفتن و شكایت یك طرف، قضاوت منما. من بدین ترتیب عمل كردم و هیچگاه در قضاوت شك نكردم.
در زمان ابوبكر نیز هر كس در جائی به عنوان والی تعیین میشد، امور قضائی هم به عهده او بود. اما در عهد خلافت عمر، كه قلمرو حكومت اسلامی وسیعتر شد و كارهای قضائی افزایش یافت، قرار بر این شد كه ولات و قضات از هم جدا باشند. خلیفه كارهای اجرائی را به عهده والی و كارهای قضائی را در شرح وظائف قاضی قرار میداد. از جمله افرادیكه عمر به قضاوت منصوب نمود، شریح بود كه به قضاوت كوفه تعیین گردید. شریح در زمان عثمان و بعد از او در زمان خلافت علی (ع) قاضی بود. در خلافت علی (ع) وقتی كه در قضاوت از وی خطاهائی دیده شد حضرت فرمود: پیش از آنكه مسائل قضائی را با من در میان بگذاری حكم مكن.
نخستین قضات در برخی از ایالات، عبارتند از: ابودردا در شام، عباده بن صامت در فلسطین، قیص بن ابی العاص الهمی در مصر، همچنین از قضات مشهور در عصر ائمه علیهمه السلام میتوان از «ابن ابی دلیل» و «عبدالله بن الكیل» و «ریتعه الرای» یاد كرد.
پیغمبر (ص) درباره علی (ع) فرموده است: «اقضا كم علی».قضاوت امیرالمومنین علی (ع) مورد قبول دوست و دشمن بود. شرح قضاوتها و دانش قضائی ایشان و طرق كشف جرم و دیگر مسائل مورد توجه آن حضرت، از همان زمان تا كنون زبانزد خاص و عام است. قضات معاصر ایشان و تابعیین آنها، قضاوتهای آن حضرت را به عنوان رویه متبع قضائی پذیرفته و بر طبق آنها قضاوت نموده اند.
در وسائل از حضرت علی (ع) نقل شده است: «شهاده عادله، او یمین قاطعه اوسنه ماضیه»: قضاوت بر اساس گواه عادل، یا سوگند صریح و یا رویه و طریقه عمل شده، مؤسس است. در بعضی نقلها نیز آمده است «اوسنه جاریه مع الهدی». نتیجه آنكه قضات به رویه قضائی تمسك می جسته اند.
حضرت صادق (ع) میفرماید: حضرت علی (ع) مدیونی را كه دینش ثابت میشد زندانی میكرد، و سپس اگر ثابت میگردید كه معسر است وی را آزاد میساخت و از او تعهد میگرفت، كه هر وقت متمكن شد دین خود را ادا كند. و اگر مدیون مال داشت و از اداء دین امتناع میكرد مالش فروخته میشد و به طریق تقسیم سهام، دینش اداء میگردید.
همچنین حضرت صادق (ع) میفرماید: علی بن ابیطالب (ع) میان دو نفر متخاصم كه در مالكیت یك حیوان تخاصم كرده بودند و هر دو نیز در آن حیوان متصرف بودند و هر دو هم گواه آورده بودند، حكم كرد: قسم بخورید. یكی سوگند یاد كرد و دیگری نكرد آنگاه علی (ع) به نفع آنكه قسم خورد حكم كرد. پرسیدند، اگر هیچكدام متصرف نبودند چه میكردید؟ فرمود به همین نحو قضاوت میكردم و اگر هر دو قسم میخوردند حكم به تنصیف مینمودم. گفتند اگر یكی متصرف بود و دیگری نبود و هر دو شاهد داشتند چه میكردید؟ فرمود به آنكه متصرف بود، میگفتم قسم بخورد.
نیز حضرت صادق (ع) فرمود: علی (ع) این رویه را داشت كه اگر متخاصمین هر دو شاهد میاوردند و هیچكدام ترجیح بر دیگری نداشت، قرعه میزد و قرعه بنتم هر كه میامد او را سوگند میداد و به نفع او قضاوت مینمود.
مردی از حضرت صادق (ع) پرسید اگر یك زن و یك مرد بر سر یك بچه اختلاف كنند و مرد بگوید او كنیز زر خرید من است و زن بگوید دختر بگوید دختر من است و آزاد است، چه باید كرد حضرت فرمود: حضرت
علی (ع) در این باره حكم كرده و گفته است هر كسی آزاد است مگر اینكه اعتراف كند كه برده است. معترف در هنگام اعتراف باید بالغ هم باشد، و یا بینه و گواه شهادت دهند كه او برده است.

تاریخ : دوشنبه 9 مرداد 1391 | 03:07 ب.ظ | نویسنده : حامد حوره چشم | نظرات شما
.: Weblog Themes By SlideTheme :.